|
می کنم بنام خدا کلام آغاز
و سپس از پی سلام آغاز
میخواهم بگویم از آنکه ماه در مشتش
و بود خورشید لای انگشتش
گل شکوفا نمی شود بی تو برای من
عشق معنا نمی شود بی تو برای من
صبر ایوب بی تویعنی هیچ
واژه ی خوب بی تو یعنی هیچ
شاعرم!؟ ، نه!..این ها همه سخنم
بی تو گنگ است از بیان سخنم
پنجره بی تبسمت قاب است
رود برایم بی تو مرداب است
گل به باغ اگر پا بگذارد
ز برایم عطر و بوی پیراهن تو را دارد
کوچه در کوچه چون رود شوم جاری
چون هزاران سرود شوم جاری
خیز برداشت دلم چون فریاد
عشق ما شبیه عشق شیرین و فرهاد 
عشق وقتی در میان ما گل کرد
خون دلمان را قراول کرد
بی تو دلواپسی است قسمت من
بیکسی ،بیکسی است قسمت من
غصه گر هست از ندیدن توست
غصه ی من بر سر رسیدن توست
هرچه وصل تو شهد و شکر بود
فصل دوری از تو سهمگین تر بود
شور افتاد از تو در دل من یارا
سینه ام از برایت سپر همه جا
اشک را آه می کنم ، عشقم
قصه کوتاه می کنم، عشقم
چاک چاک است دامن صبرم
به زلیخایی ات قسم ، گبرم
گبر دین نه ، که گبر روی توام
یعنی آتش پرست روی توام
من و تو دو روح و هم گونیم
هر دو لیلی پرست و مجنونیم
بی تو اشتعال آهم و بس
می چکد درد از نگاهم و بس
بی تو این شهر رنگ و رو رفته
مانده ام ، در تعب فرو رفته
آه ِ عشقم ِ بر آر دست قنوت
به دعا بشکن این طلسم سکوت
تا بگوییم بخدا به یک نجوا
عشق زیباست و پاک و بی همتا
حالا به زبان خودمونی:
فدات بشم جوجو
تا فرازی دگر که بگویم زتمام وجود
دوستان عزیز ما بدرود
شاعر عاشق:((جوجه))
|